ميرزا محمد حيدر دوغلات

657

تاريخ رشيدى ( فارسي )

روز « هم » « 1 » نام ولايتى تاخت كرده شد . مردم آنجا حكايت كردند كه از اينجا تا بنگاله بيست و چهار روزه راه است . برده بسيار به دست افتاد . از اين لشكر آنچه سوار بودند و اسب ايشان را قوت رفتار بود ، نود كس برآمد . با نود كس چهار روزه راه پيش رفته اسكبرق نام موضعى را تاخت كرده قرب صد هزار گوسفند و بيست هزار قوتاس و فراخور اين برده و اسب [ به دست ] افتاد . از اسكبرق تا ارسنگ هشت روزه راه مانده بود . از جهت آنكه مراكب لشكر به تمام ساقط شد مراجعت ناچار شد . بعد از شش روز باز در « هم » محلق شده مراجعت نموده شد . اين امر در هشتم ربيع الآخر بود . در سلخ جمادى الاخرى ( 320 ر ) به تام ليق كه بيست روزه راه ماريول است ، 966 با مردم اولجه و غنيمت كه فرستاده شده بود رسيده شد . در تام ليق مردم گوگه آمده التماس نموده‌اند كه از اعاظم ولايت تبت است ، 967 كه همه جزيه را قبول داريم خود تشريف قدوم ارزانى داشته فراخور وسعت و گنجايش ، جزيه را مقرر فرمايند . بناء على هذا متوجه گوگه شدم . از تام ليق تا گوگچه شب در ميان كرده رسيده شد . « 2 » آن مراسم خدمات لايقه ، قواعد ضيف رايقه على وجه الاتم به تقديم رسانيدند و بنده سه روز در آنجا توقف نمودم . جزيه آن را به سه هزار مثقال تبتى كه يك مثقال او يك و نيم مثقال شرعى باشد مقرر ساخته مراجعت نمودم . در راه خبر ويرانى لشكر رسيد كه عنقريب مشروح مىگردد . « 3 » ذكر شدايد وقايع كه در تبت [ گذشته ] « 4 » و وفات ابن عمّم محمود ميرزا 968 نظم : صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد * صبح و شام كسى از عشق چنين كم گذرد مكن افسانه ما گوش كه اين مايه غم * حيف باشد كه بر آن خاطر خرم گذرد وقايع شدايد مآل و بدايع احوال سخن آمال كه ؛ نظم : تا كى زمانه داغ غمم بر جگر نهد * داغى هنوز تازه كه داغ دگر نهد

--> ( 1 ) . نگ : + [ ياهرى ] . ( 2 ) . نگ : - از تام ليق . . . شد . ( 3 ) . نگ : + فصل صد و نهم . ( 4 ) . نب : - گذشته .